جنگ ستارگان در کره خاکی!

اخبار فرهنگی,اخبار هنرمندان,اخبار جدید

وصال روحانی: همزمان با فروش نجومی و ۲ میلیارد دلاری نسخه هفتم سری فیلم‌های فضایی و ۳۹ ساله شده «جنگ ستارگان» جورج لوکاس که خالق تمامی این بساط پر رونق بوده، به یک جنگ و ستیز بی‌نتیجه و سپس صلح مصلحتی با والت دیسنی مشغول بوده است.

دیسنی همان استودیوی قدیمی و معتبر هالیوود است که لوکاس در اقدامی نسنجیده در پاییز سال ۲۰۱۲ کل امتیاز و حق تملک «استار وارز» و امتیاز ساخت قسمت‌های بعدی این فیلم‌ها را به آن فروخت و برای امپراتوری هنری و نمایشی‌ای که شاید ۳۰ میلیارد دلار نیز برای آن ناکافی باشد، بیشتر از ۱/۴ میلیارد دلار نگرفت.

 

از وقتی اعلام شد دیسنی در اندیشه ساخت یک تریلوژی تازه پس از دو تریلوژی جورج لوکاسی (اولی در سالهای ۱۹۷۷ تا ۸۳ و دومی در سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۵) است، نوعی رویارویی قابل پیش بینی و بدیهی بین لوکاس و سران دیسنی شکل گرفت و پایه‌ها و مقدمات آن گذاشته شد.


کم اعتنایی به پیشنهادات لوکاس
لوکاس بعد از اتمام تریلوژی دوم گفته بود که قصد ساختن قسمت‌های بعدی «جنگ ستارگان» را ندارد اما وقتی اعلام شد دیسنی ساختن تریلوژی سوم را شروع کرده و کارگردانی قسمت هفتم را به جی جی ابرامز سپرده، این خبر نیز در جهان پیچید که لوکاس هم تریلوژی سوم را در دستور کارش قرار داده و سناریوها و خط داستانی آنها را نوشته بود.

 

در نهایت وقتی دیسنی به ایده‌ها و خط داستانی لوکاس کم اعتنایی نشان داد و به رغم دریافت و ارائه آن به ابرامز اکثر موارد پیشنهادی لوکاس را در ساخت فیلم هفتم لحاظ نکرد پایه یک رویارویی جدی بین دو طرف گذاشته شد.

 

هرگز مشخص نشده که لوکاس چرا باید امپراتوری هنری‌ای با عظمت «جنگ ستارگان» رابه افراد و استودیویی دیگر بفروشد اما اینک مشخص است که لوکاس از تبعات کار خودش راضی نیست و اگر مخارجی چند برابر برای بازپس گیری آنچه وی «کودکان خود» می‌نامد و یک غوغای رسانه‌ای تازه در کار نبود، لوکاس هم اینک فرانچیز «جنگ ستارگان» را از دیسنی خریداری کرده و دوباره به تملک خویش در آورده بود.


من این روند را تایید نمی‌کنم
او آشکارا از ساخته شده «جنگ ستارگان ۷» (با نام جنبی و کامل کننده «نیرو بیدار می‌شود») به شکل و روالی مخالف با آنچه خود می‌خواست، ناراضی است و توقع داشت بخشی از داستان پیشنهادی و خط و ربط مورد نظرش در این فیلم رعایت و اجرا شود و از آنجا که چنین نشده است، تبعات آن را به شکل‌های گوناگون و در هر فرصتی از خود بروز می‌دهد. او اخیراً در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفت: خب، «استار وارز» یک فرانچیز ماندگار است و من احساس یک پدر نسبت به فرزندش را در قبال آن دارم.

 

اما من چندی پیش این فرانچیز را به برده‌داران سفید فروختم. به آنهایی که این گونه چیزها را معمولا می‌خرند. وی اضافه کرد: من متن داستان و روند اتفاقات قسمت هفتم را نیز تایید نمی‌کنم. آنها (دیسنی) عملا می‌خواستند یک بازسازی از «استاروارز» را ارائه کنند و یک جمع بندی کلی داشته باشند اما من هیچگاه دنبال چنین چیزهایی نیستم.

 

این که شما همان اتفاقات شش فیلم قبلی را با ظاهری نسبتاً نو مرور و از نو ارائه کنید، چاره کار نیست و نوگرایی هم نیست و برعکس پوشاندن ظاهری قالب‌های نو به کارهای کهنه و تکراری است.

 

من سالها کوشیدم هر یک از شش فیلم جنگ ستارگان به کلی متفاوت با دیگری و در بردارنده اتفاقاتی تازه و خط فکری جدید باشد و بینندگان را به دنیاهایی متفاوت ببرد و در چنبره تکرار، اسیر و متوقف نشود، شما ببینید که هر یک از ۶ فیلم صرفنظر از الزام بهره گیری از برخی آدم‌ها و موجودات و نقاط مشترک، به جاهای متفاوتی مربوط می‌شوند و به ستاره‌هایی تازه و سیاراتی نو و سفینه‌هایی که فقط یکی و مشترک و تکراری نیستند.

 

آنچه در قسمت هفتم «استاروارز» می‌بینیم چیزی است که من را یک «Retro Movie» (بازگشت به گذشته و تکرار و بیان مجدد اتفاقات قبلی با ابزاری نو) می‌نامم. چیزی که فلسفه مرا نفی می‌کند و لابد هواداران اصیل «استاروارز» هم آن را نمی‌پسندند.


حرف‌هایی متفاوت
شاید حرف‌های حقیقی و دلخواه لوکاس در مورد آنچه بعد از واگذاری «جنگ ستارگان» توسط او روی داده، همانی باشد که در سطور بالا خواندید اما لوکاس در مصاحبه بعدی‌اش کوشید قضیه را جمع، حرف‌هایش را اصلاح و تعدیل و «جنگ ستارگان» بر پا شده در کره خاکی بین خود و سران دیسنی را مهار و خنثی و چنین ستیزی را به سرعت تمام کند.

 

او که ۷۲ ساله شده این بار گفت: من یک عذرخواهی به کمپانی والت دیسنی بدهکارم زیرا صرفنظر از هر چیزی که در «جنگ ستارگان ۷» مشاهده می‌شود، بین من و سران این شرکت یک دوستی دیرپا و سابقه ۴۰ سال همکاری وجود دارد.

 

من اگر دیسنی را به عنوان متولی و مالک جدید فرانچیز «استاروارز» انتخاب کردم، به سبب انصاف آنها در امور اقتصادی و تصمیم گیری‌های درست‌شان در حرفه فیلمسازی است. من همیشه برای این کمپانی و رییس فعلی آن یعنی باب ایگر احترام قایل بوده‌ام و از این پس نیز چنین خواهد بود.

 

در مورد تم داستانی قسمت هفتم «جنگ ستارگان» نیز باید بگویم که دیسنی طبق صلاح و مصلحت خودش عمل کرده و اقدامات آنها به عنوان یک استودیوی بزرگ برای بسط هر چه بیشتر داستان‌های «استار وارز» بدیهی و قابل فهم است.

 

معمولا عادت ندارم حر‌ف‌هایی در پی اظهارات قبلی‌ام برای روشن شدن مسایل و شفاف‌تر کردن امور بزنم اما این بار لازم بود زیرا دیسنی کار سختی را متقبل شده و آن ساخت درست و توام با درآمدسازی قسمت هفتم و استمرار آن در طول زمان است. دیسنی متقبل شده که طرح‌های جانبی این فرانچیز شامل ارائه محصولات تلویزیونی و رونق پارک‌های تفریحی خود در ارتباط با «استار وارز» و ارائه و فروش گسترده نشانه‌ها و یادبودهای این فیلم‌ها را نیز حفظ و این روند را همچنان جاری کند و این نیز جای سپاس دارد.


لوکاس اظهاراتش در خصوص قسمت هفتم «استار وارز» را این گونه ادامه داد: من خوشحالم که این فیلم فروشی فوق العاده داشته و کیفیت و اتفاقات این اثر تازه سینمایی چشمگیر است و در مجموع باید بگویم که کار ابرامز و کاتلین کندی (یکی از تهیه کنندگان فیلم) در سطحی بالاست.


افسوس‌های یک واگذاری
اظهارات ثانویه لوکاس که شرح و وصف آن آمد، به معنای برقراری صلح مجدد بین دو طرف ماجرا است اما اگر لوکاس را شروع کننده جنگی بدانیم که دیسنی به خاطر تملک فرانچیز «جنگ ستارگان» تحت هر شرایطی برنده آن است باید متذکر شویم که اولا مدیران دیسنی طی روزهای اخیر حرفی بر علیه لوکاس نزدند و این جنگ را گسترده‌تر نکردند و ثانیا بعید است که این پایانی بر «جنگ ستارگان» روی کره خاکی باشد زیرا با ارائه قسمت هشتم «استار وارز» که در سال ۲۰۱۸ شکل می‌گیرد و همین حالا در دست ساخت است، احتمالاً تقابل مجدد ایده‌های لوکاس و سران دیسنی و سازندگان آن فیلم را شاهد خواهیم بود و این ماجرا در فیلم نهم نیز که برای ۲۰۲۰ در نظر گرفته شده، تکرار خواهد شد زیرا افسوس از دست دادن سرمایه‌ای کلان و یک فرانچیز غروب نکردنی چیزی نیست که به سرعت پایان گیرد و شور و احساسی نیست که با یکی دو مصاحبه و بیانیه مهار شود و لوکاس از این طرق سطحی، مرهمی برای شدت و عمق آن بیابد.

بانی فیلم

beytoote.com