تینا پاکروان، کارگردان «نیمه شب اتفاق افتاد»: فیلمساز اجتماعی‌ام نه فمینیست

اخبار,اخبار فرهنگی,تینا پاکروان

تینا پاکروان می‌گوید به دنبال روایت قصه زنانی است که ستون خانواده‌اند و نقش پررنگی در اجتماع پیرامون‌شان دارند.

کتایون کیخسروی: «نیمه شب اتفاق افتاد» دومین فیلم بلند تینا پاکروان در نخستین روز جشنواره به نمایش درآمد. فیلمی قصه‌گو با محوریت عشق. عشقی که البته به فاجعه ختم می‌شود. با این حال، پاکروان می‌گوید فیلمش نه تنها صرفا درباره زنان که بیشتر درباره قضاون کردن است. قضاوت آدم‌هایی که حق یک زندگی معمولی و شادمانه را از دیگران می‌گیرند.

در این فیلم بازیگران بسیاری بازی می‌کنند. رویا نونهالی، حامد بهداد، گوهر خیراندیش، آتیلا پسیانی، ستاره اسکندری و ... حضور رابعه اسکویی بازیگری که چندی پیش مهاجرت کرد، در این فیلم اما می‌توانست حاشیه‌ساز باشد. با این حال ظاهرا انگار به خیر گذشته است و فیلم بدون مشکلی به نمایش درآمد.

گفت‌وگوی ما را با تینا پاکروان درباره «نیمه شب اتفاق افتاد» می‌خوانید:

دغدغههای زنانه، این نخستین چیزی است که با دیدن فیلم‌های شما به ذهن آدم می‌رسد. خودتان به فمینیست بودن اصرار دارید یا این موضوع را رد می‌کنید؟
بگذارید من از شما بپرسم، مگر وقتی فیلمسازان مرد راجع به مردان می‌سازند به چیزی متهم می‌شوند یا برچسبی به آنها زده می‌شود که حالا من به جهت‌گیری به نفع زنان متهم شوم؟ وقتی تعداد فیلمسازان زن به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد که راجع به جنس خودشان فیلم بسازند، چرا باید متهم شوند که فمینیست هستند؟ در واقع باید بگویم در دو فیلم من چه «خانوم» و چه «نیمه شب اتفاق افتاد» به هیچ وجه نگاه فمینیستی نداشتم.

چرا؟
چون اصلا اعتقادی به این تفکر ندارم. به نظرم فمینیست جنبشی بود که زنان را گرفتار دو وجهی بودن کرد و نتیجه‌اش این شد که ما امروز هم در خانواده به عنوان یک زن می‌جنگیم، هم در اجتماع، در واقع فقط وظایف‌مان بیشتر شده و دنبال حقوق‌مان می‌گردیم.

 

در این دو فیلم مردان قصه‌های من مردان بسیار نازنینی هستند. مردانی ارزشمند، قابل احترام، ایثارگر و جنگنده اما برای زندگی. زنان فیلم‌هایم هم بنا به رسم و سنت سینمایی، زنان تو سری خور یا فریب‌خورده نیستند.

بله، آنها مدیر خانواده هستند و نقش مهمی در اجتماع پیرامون‌شان دارند.
می‌دانید چرا؟ چون اعتقاد دارم اگر غیر از این باشد یعنی اگر زن ستون خانه نباشد خانواده فرومی‌پاشد.

 

در فیلم «خانم» به طلاق و خانواده با محوریت زن در جمع‌کردن خانواده با ایثار و فعالیت اجتماعی پرداختم. حالا هم در مقابل معضلات و مشکلات با قابلیت زن به‌عنوان زن، به عنوان مادر و زن فعال در اجتماع که آن وجه زن‌بودن خودش را به‌دلیل مشکلاتی که داشته فراموش کرده تلنگری زده‌ام.

 

حرف شما درست است؛ به زن می‌پردازم چون جنس خودم را می‌شناسم. پس بهتر می‌توانم راجع‌به آنها صحبت کنم اما اینکه بگویم صرفا می‌خواهم راجع‌به زن‌ها فیلم بسازم و بعدها انگشت اتهام به طرفم دراز شود که فیلم‌ساز فمینیست هستم نه! مقوله جنگ و کودک هم به‌اندازه مقوله زن برایم جذاب است. من خودم را فیلم‌ساز اجتماعی می‌دانم.

«نیمه شب اتفاق افتاد» برخلاف بسیاری از فیلم‌های امروز سینمای ایران فیلمی قصه‌گوست. قبلا گفته بودید قصه یک خطی این فیلم شما را جذب کرده است. چرا؟
چون در وهله اول درباره عشق بود. عشقی که یک زن گرفتار در زندگی و سرنوشت را انگاردوباره از اول زنده می‌کند، به او پر و بال می‌دهد. ما زنی را داشتیم که به خاطر شرایط گذشته‌اش نمی‌تواند راحت زندگی کند، نمی‌تواند مثل همه باشد و بعد ناگهان عشق از راه می‌رسد او را به خودش می‌آورد و به زندگی بازمی‌گرداند هر چند جامعه باز هم او را جدا می‌کند.

 

اسم اولیه فیلم «زیبا یک زندگی کوتاه» بود چون به نظرم واقعا هم زیبا زندگی کوتاهی داشت. همان زمانی که عاشق شده بود ولی من اسم فیلم را عوض کردم چون اسم اولیه فیلم بار هنری بیشتری نسبت به سینمای عامه‌پسند داشت.

چرا چنین پایان تلخی برای زیبا رقم زده می‌شود؟ برای گریختن از پایان شاد چنین تصمیمی گرفتید یا فکر می‌کنید اقتضای قصه بود؟
نه ماجرا فرار نبود. کلا برای این قصه سه پایان بندی در نظر گرفته شده بود. حتی به این فکر بودیم که چطور تماشاچی را شادمان از سالن بیرون بفرستیم اما به نظرم تاثیرگذار نبود.

 

پیشنهادهای زیادی بود ولی من ترجیح می‌دادم که آدم‌ها به این واسطه با فیلمم درگیر شوند و بفهمند که قضاوت کردن گاهی می‌تواند به یک فاجعه ختم شود. در واقع پایان داستان نمی‌توانست طور دیگری باشد و شاد تمام شود.

چقدر درگیر محدودیتها و سانسور شدید با توجه به اتفاقاتی که رابعه اسکویی با مهاجرتش رقم زد. همینطور بار موسیقی و آواز در فیلم بالا بود این اتفاقات چقدر قصه را دچار سانسور کرد.

نه خیلی زیاد از ابتدا بعضی از خبرگزاریها به خاطر وجود رابعه اسکویی در فیلم برای فیلم فضاسازی کردند اما واقعا نکاتی را که وزارت ارشاد برای سانسور داده بود  نکات زیادی نبود ضمن اینکه باعث شد ما به صداگذاری مجدد برسیم ،اما در مورد موسیقی و خواننده هیچ مشکلی نداشتیم.

با توجه به خط قصه انتخاب بازیگران باید با حساسیت بیشتری همراه میشد این روند انتخاب بازیگرها چطور شکل گرفت؟
در زمان شکل گرفتن فیلمنامه از ابتدا خانم خیراندیش را انتخاب کردم چون فکر میکردم هیچ کس نمی توانست آن نقش را به آن قوت از آب در بیاورد. برای انتخاب بازیگری که برای نقش حسین انتخاب می کردم باید شخصی را انتخاب میکردم که هم توان خوانندگی داشت و هم میتوانست آن بیماری را درست بازی کند و عاشقی را خوب از آب دربیاورد.

 فکر میکنم از بین بازیگران‌مان دو سه نفر بودند که هر سه ویژگی را داشتند اما من به دنبال ساختارشکنی بودم. 

 

به هر حال آقای فروتن عاشقی را در« شب یلدا» و «قرمز»  بازی کرده بودند و ما از ایشان نقشهای متفاوت دیده ایم من فکر کردم اگر این عاشقی همراه با خواندن را برای حامد بهداد بگذارم و از او بخواهم که حامد بهداد همیشگی را از خودش بگیرد و به یک آدم خجالتی تبدیل شود اتفاق خوبی می‌افتد چون از توان بازیگری اش خبر دارم و می‌دانستم هم برای او نقش متفاوتی خواهد بود و هم برای فیلم اتفاق خوبی خواهد افتاد.

در مورد نقش زیبا هم از ابتدا قرار بود خانم معتمدآریا با ما همراه باشند اما در روند فیلمنامه در جایی ما باهم زاویه پیدا کردیم برای اینکه نگاه من به زیبا یک نگاه بود و نگاه ایشان یک نگاه دیگر در نهایت من نمیتوانستم با نگاه بازیگران جداگانه همسو باشم و باید یک نگاه واحد در فیلم حاکم می‌بود  این بود که تصمیم گرفتیم در این فیلم با هم کار نکنیم و در فیلم دیگری که نگاهمان همسو بود کار کنیم.

خانم نونهالی را من بازیش را میشناختم توان بازیگری اش را میشناختم و فکر میکنم فوق العاده توانستند کار کنند ضمن اینکه خانم نونهالی به خاطر نگاه زیبا و عمیقی که دارند و به خصوص چشمانشان آن ابزار عاشقی را دارند و به راحتی آدم میپذیرد که در هر سن و سالی با آن نگاه میشود همراه شد.

خانم اسکندری هم واقعا اتفاق خیلی خوبی بود قرار بر این بود پانته ا پناهی‌ها بازی کند ولی سر کار« نفس» خانم آبیار بودند و  در نهایت ستاره اسکندری آمد که به نظر من یکی از نقاط برجسته این فیلم است.

 

آتیلا پسیانی هم انقدر درست فیلم را بازی کرد و انقدر به ما کمک کرد که تصورش را نمی‌کردم. خیلی خوشحالم از این که توانستم یک گروه همدل داشته باشم که به فیلم کمک کند.

خبر آنلاین

beytoote.com